تبلیغات
همسر ایده ال
از خواستگاری تا ازدواج
تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393
نویسنده : میلاد

احترام به پدر و مادر یا پرستش آن ها:

در پرستش نوعی اطاعت محض و بدون چون و چرا وجود دارد زیرا هر پرستشی تعبد و بندگی را به دنبال دارد. ما حق پرستش کسی به غیر از خدا را نداریم، حتی اگر فرد مورد نظر پدر و مادرمان باشد. متأسفانه در جامعه ی ایران این سخن پیامبر عظیم الشأن را درباره ی والدین: «و اَکرَمُوا کُبارِکُم» ( بزرگان خود را محترم بشمارید) به غلط «وَاعبُدُوا کُبارَکُم» ( بزرگان خود را بپرستید!) تعبیر می کنند.


جهت مشاهده ادامه مطلب کلیک کنید...

موضوعات مرتبط: روابط همسران ,
تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393
نویسنده : میلاد

مهم نیست تا چه اندازه حق دارید! ممکن است کسی که می‌خواهید با دلایل‌تان قانعش کنید، هیچ وقت استدلال‌ها و حرف‌های‌تان را نشنود اما باور کنید نشنیده گرفتن حرف‌های‌تان تنها تقصیر او نیست و این ادعای محققان که گوش مردها به صدای زنان حساسیت دارد تنها بهانه او برای فراموش کردن توصیه های شما نیست.

اگر از راه و رسم گفت‌وگو بی‌خبر باشید،  هر چه می‌گویید همسرتان از یک گوش می‌شنود و از گوش دیگر بیرون می‌کند. پس تا این زندگی از آنچه که می‌خواهید بیشتر فاصله نگرفته، این مطلب را بخوانید و با کمک این راه‌ها، پنبه را از گوشش بیرون‌ بیاورید.

مذاکره کنید نه جنگ
برای ایجاد اعتماد، فرد مقابل‌تان باید فکر کند نظر شما، بهترین و عملی‌ترین نظری است که تا به حال شنیده است اما نادیده گرفتن احساسات او می‌تواند تیر خلاص را به این گفت‌وگو بزند. این احساس ناخوشایند باعث خواهد شد که به جای ادامه دادن گفت‌وگو سپر دفاعی را در دست بگیرد و به جای آنکه پذیرای حرف‌های شما شود، خودش را به نشنیدن بزند. در چنین شرایطی، حتی اگر به شما اجازه دهد که برنده بحث شوید، بردتان واقعی نخواهد بود. بدون توجه به احساسات همسرتان، هرگز این بازی را نمی‌برید، بلکه تنها می‌توانید حرف آخر را بزنید و به مکالمه پایان دهید. همسر شما باید احساس کند نتیجه این مذاکره بیشتر از آنکه به نفع شما تمام شود، می‌تواند نظر او را جلب کند.

– نگویید این اتفاق باید بیفتد چون می‌خواهم، چون من می‌گویم.
– برای رسیدن به هدف‌تان گرو کشی نکنید و نگویید اگر تو حرفم را نپذیری من هم تلافی می‌کنم.
– صدای‌تان را پایین بیاورید. فضایی که میان شما ایجاد می‌شود، فضای مذاکره است نه جنگ.

توهم توطئه نداشته باشید
حتی اگر شریک زندگی‌تان با شما مخالفت می‌کند یا احساسات‌تان را در بحث نادیده می‌گیرد، به خود بگویید که او قصد رنجاندنم را ندارد. به این فکر کنید که او با برنامه‌ریزی قبلی برای رنجاندن شما قدم برنداشته و آگاهانه نمی‌خواهد به شما و احساسات‌تان لطمه بزند.

 باور کنید آدم ها آن‌طور رفتار می‌کنند که به نظرشان درست می‌آید و همیشه پشت اشتباهات‌شان آرزوی ضربه زدن به دیگران پنهان نشده است، پس کمی‌صبور باشید و با محبت و دلسوزی بیشتری حرف‌هایش را بشنوید. 

وقتی به استدلال‌هایی که می‌آورد گوش دهید، بهتر می‌توانید اشتباهاتی که در ذهنش می‌گذرد را پیدا کنید و با آوردن دلایل درست و منطقی ذهنیاتش را تغییر دهید. این جریان به شما فرصت به اشتراک گذاشتن نظرات‌تان را می‌دهد و باعث می‌شود جریان گفت‌وگو را در دست بگیرید.

– به محض مخالفت‌تان با یک موضوع، بحث را شروع نکنید. کمی‌به دلایل‌تان فکر کنید و با جملاتی پخته به بحث وارد شوید.
– اشتباهات قبلی‌اش را به رخش نکشید و نگذارید پای گذشته به این مکالمه باز شود.
– وقتی حرف می‌زند سکوت کنید و نشان دهید که به تک تک جملاتش فکر می‌کنید.

بردن را  فراموش کنید
یک گفت و گوی موفق، بر پایه احترام متقابل می‌چرخد. اگر شما خودتان را دانای کل بدانید و این تصور را ایجاد کنید که قصد قبولاندن نظرتان به او را دارید، هیچ وقت شنیده نمی‌شوید. حتی اگر با نگاهی که همسرتان به موضوع دارد مخالفید، باز هم به او و نظرش احترام بگذارید. شما این شانس را دارید که به او برای درک بهتر موضوع کمک کنید اما تنها زمانی می‌توانید از این فرصت استفاده کنید که شمشیر را از رو نبسته باشید.

– نگذارید لجبازی به این گفت و گو وارد شود و به جای برد به دنبال حل مسئله باشید.
– پای کسانی که می‌دانید همسرتان روی آنها حساس است را به این بحث باز نکنید تا حالت دفاعی به خود نگیرد.
– هنگام بیان کردن ایده‌های‌تان، گاهی بگویید «درست می‌گویی! حالا نظرت راجع به این راه چیست؟»

مراقب واکنش‌های‌تان باشید
آرام و حساب شده قدم بردارید تا نبض گفت و گو را به دست بگیرید. یادتان نرود وقتی از کوره در می‌روید و می‌خواهید از نظرات‌تان دفاع کنید، در واقع برگ برنده را به دست طرف مقابل‌تان می‌دهید، پس نفس عمیق بکشید و اجازه ندهید تنش‌های درونی‌تان از زیر پوست شما بیرون بزند و کنترل ماجرا را برای‌تان سخت کند. به جای آنکه در مذاکره به فکر کنترل دیگری باشید، خودتان را کنترل کنید. 
 زبان بدن گاهی از جملات هم موثر است، پس مراقب حرکات‌‌تان باشید.

– نگذارید صدای‌تان از مدار آرامش خارج شود و حالت تهدید به خود بگیرد.
– به محض ورود تنش به گفت و گو، بگویید «من به حرف‌هایت فکر می‌کنم و بعدا دوباره در این مورد صحبت می‌کنیم.»

گردآوری : مجله فارسی پلاس




موضوعات مرتبط: روابط همسران ,
تاریخ : پنجشنبه 17 بهمن 1392
نویسنده : میلاد


۱ – زوج های موفق روابطشان را دست کم نمی گیرند . زمانی که بنای خانواده بر این اساس نباشد، بذر انهدام روابط کاشته می شود.
در دوران نامزدی می کوشیم تا با توجه به نگرش و عملکردمان بر یکدیگر تاثیر گذاریم به دلیل آن که شاید یکدیگر را از دست دهیم و نامزدی بهم بخورد ، در صدد هستیم تا روابط بسیار خوبی داشته باشیم. نامزدی به مثابه پیمانی است که روی کاغذ ثبت می شود اما ازدواج چون پیمانی است که بر روی سنگ حک می شود ولی سنگ هم قابل تخریب است و تحت شرایط ومعینی خرد می شود.

۲ – زوج های موفق فعالانه در صدد بر آوردن نیازهای یکدیگر می باشند برآوردن نیازهای همسر نشانه آن است که به او علاقه دارید و او را درک می کنید منتظر درخواست او نباشید خواسته ها و نیازهایش را پیش بینی کنید بیش از درخواست همسرتان ، آنچه را که باعث رضایتش می شود ، انجام دهید این امر برای او ارزش بسزایی دارد.

۳ – زوج های موفق در روابطشان انعطاف پذیر هستند و برای برآورده ساختن نیازهای همسر، رفتار خود را تغییر می دهند. فقط با انعطاف پذیری می توان به رشدی که باعث تغییر خواسته ها می شود دست یافت. آنان می دانند در چه مواقعی مقاومت یا گذشت در برابر خواسته های همسر جایز است . زوج های موفق برای برآورده ساختن نیاز و خواسته های غیر ممکن تلاش نمی کنند و همواره با هم صادق هستند.

۴ – زوج های موفق برای یکدیگر ارزش قایل هستند و میان عشق جبرانی و عشق واقعی تفاوت قایل می شود در عشق جبرانی شما فردی را جستجو می کنید که دارای صفات و ویژگی هایی باشد که خود را از آن بی بهره هستید اما در عشق واقعی به دنبال فردی هستید که توانایی ها و صلاحیت هایتان را ارتقاء دهد اگر فاقد عزت نفس هستید و آن را در همسرتان می جویید با ناکامی روبرو می شوید.

۵ – زوج های موفق به یکدیگر عشق می روزند نه به آرمان های هم. به آسانی می توان عاشق فرد آرمانی شد . فرد آرمانی از دو عیب و نقص مبرا است . خواسته های نامعقول و غیر منطقی ندارد و دارای صفات و ویژگی هایی است که در عشق واقعی می جویید . اما فرد آرمانی تنها در ذهن شما جای دارد و عشق آرمانی برای مدت کوتاهی دوام دارد . شما آن رفتارهایی را که دوست دارید می بینید . عیوب و نقایص فرد را نادیده می گیرید یا به راحتی از آنها چشم می پوشید . دیر یا زود با شناخت همسرتان، حقیقت معلوم می شود و مایوس و ناامید می شوید. زیرا متوجه میشوید که او همان فرد آرمانی که در ابتدا تصور می کرید نیست زوج های موفق یکدیگر را برای آنچه که هستند دوست دارند، نه برای آنچه که خواهند بود.

۶ – زوج های موفق آنچه را که نمی توانند تغییر دهند تحمل کنند، تغییر برخی ویژگی های همسر ممکن و برخی دیگر غیر ممکن است . اگر فرد مورد نظرتان قد کوتاهی ولی فرد قد بلند مورد علاقتان است قادر به تغییر این ضعف نیستید . یا باید آن را بپذیرید یا دیگر روابطتان را ادامه ندهید. اگر فرد مورد نظر بداخلاق است او سال ها این رفتار را داشته است و در آینده نیز آن را در پیش خواهد گرفت اگر می خواهید روابط تان خوب باشد، باید با این خصیصه او سازش کنید.

گردآوری : مجله فارسی پلاس




موضوعات مرتبط: روابط همسران ,
برچسب‌ها: ویژگی زوجهای موفق , زوج های موفق دنیا , همسران موفق , خصوصیات همسران موفق , خصوصیات زوجهای موفق , ویژگی زوجهای خوشبخت , ویژگی زوجهای سالم ,
تاریخ : پنجشنبه 10 بهمن 1392
نویسنده : میلاد

ترفندهای زنانه برای تصاحب قلب مردان

اکثر خانمهایی که عاشق میشوند بسیار مشتاق هستند بدانند مرد مورد علاقه شان چه اندازه آنها را دوست دارد و آیا این علاقه دو طرفه است. برخی از بانوان جوان برای بدست آوردن دل مرد مورد علاقه خود دست به هرکاری میزنند. اما بد نیست بدانید راهیابی به قلب مردان و به قول معروف " دلربایی " از آنان کار سختی نیست. فقط باید فوت و فن های مخصوص دلربایی را آموخته باشید.


هرگز به مردان بیش از آنچه آنها به شما توجه می کنند، توجه نکنید
برای اینکه بتوانید عشق و محبت یک مرد را برای همیشه برای خود داشته باشید مستلزم این است که شما هم از او عشق دریافت کنید. بسیاری از زنان تصور می کنند هر چه بیشتر به یک مرد توجه کنند و نیازهای کوچک و بزرگ او را برآورده کنند، بیشتر در دل او جای خواهند داشت. از آنجا که این کار را بیشتر جامعه زنان در دنیا انجام می دهند، زنان تصور می کنند این مسیر درست است و تخت‌گاز به سمت انتهایی که نمی دانند چیست می تازند. اما هر چه بیشتر در عمق این روش می روند، بیشتر آسیب‌پذیر می شوند و کمتر عشق دریافت می کنند.

مردها وقتی بیشتر از آنچه به شما می دهند از شما دریافت کنند، دلزده می شوند. خاموش می شوند و ممکن است روش رفتاری خود را تغییر دهند. هنگامی که یک مرد دایما با حجم زیادی توجه، نگرانی، کادو، علاقه، قربان‌صدقه، آماده بودن غذا و تمیز بودن خانه و .... مواجه می شود احساسش به شما عوض خواهد شد. او شما را همچون مادری می بیند که دایما مراقب فرزند خود است تا چیزی کم نداشته باشد. این همه توجه و زحمتی که شما می کشید هرگز به چشمش نخواهد آمد و نمی تواند برای آنها به شما عشق بیشتری بدهد.

برخلاف تصور زنان، توجهات بیش از اندازه نه تنها باعث افزایش علاقه مردان به زنان نمی شود که درست برعکس، احساسات عاشقانه آنها را از بین می برد. مردها به واسطه قوی تر دانستن خود بیشتر دوست دارند دهنده باشند تا گیرنده. آنها می خواهند آنها باشند که نیازهای زن را تامین می کنند. وقتی زن همه کار را انجام دهد، مردها نقش خود را بسیار کمرنگ می بینند و تصور می کنند آن جذبه مردانه را ندارند و این باعث می شود تا زنی که این حس را در آنها به وجود آورده است را دوست نداشته باشند.

اگر هنوز با هم ازدواج نکرده اید، به او خیلی اختیار ندهید
بیشتر زنان وقتی وارد رابطه با مرد دلخواه خود می شوند، همه فکر و احساس خود را برای او سرمایه گذاری می کنند. همین باعث می شود تا هیچ گاه متوجه نشوند رابطه کنونی آنها در چه شرایطی قرار دارد و قرار است به کجا برسد. هر چه بیشتر در مورد رابطه خود با مردتان حرف بزنید، او را بیشتر از خود دور خواهید کرد.

اگر این طور به رابطه نگاه کنید، راحت تر می توانید برای انتخاب گزینه های مختلف ذهن خود را باز بگذارید. به جای اینکه مرد خود را تهدید کنید یا با او اتمام‌حجت کنید که حتما این رابطه را به سرانجام برساند وگرنه شما به خواستگارتان جواب مثبت می دهید، چشمان خود را باز کنید تا مردان دیگر را نیز ببینید. ملاقات کردن با مردهای دیگر که طالب ازدواج با چشم هستند نه تنها بد نیست که برای آینده شما بهتر هم هست. می توانید از میان انسان های مختلف، فردی را انتخاب کنید که وافعا ارزشش را دارد. خود را به یک مرد و یک رابطه محدود نکنید تا او نیز اگر نخواست تعهدی را قبول کند، شما سرخورده شوید.

برای او غذا درست نکنید، برایش کادو نخرید و هزینه رستوران و تفریحات را پرداخت نکنید
بله، این کار به نظر بسیار غیرمنصفانه است اما کسی که هزینه رستوران و ... را پرداخت می کند باید میان دوستی و وقت گذرانی با یک دوست معمولی و قرار گذاشتن با یک زن را فرق بگذارد. اگر مرد از اینکه همیشه هزینه ها را او پرداخت می کند به شما شکایت کرد، به او بگویید برایتان مهم نیست او خرج های سنگین انجام دهد، شما فقط دوست دارید در کنار او باشید و می توان این با هم بودن را بدون هزینه پول هم انجام داد. به طور مثال، با هم در خیابان یا فضای سبز قدم بزنید، به کتابخانه بروید، پیک نیک بروید و ... کارهای زیادی وجود دارند که با صرف کمترین هزینه می توان لحظه های شادی را رقم زد.

اما مراقب باشید برای مثلا پیک نیک رفتن شما غذایی درست نکنید. از بیرون یک خوراکی ساده و ارزان بگیرید و در کنار هم در پارک آن را میل کنید و از بودن در کنار هم لذت ببرید. اگر بی جهت به یک مرد هدیه بدهید در واقع همه توجه و انرژی خود را برای او صرف کرده اید. این معنای خوبی ندارد. در این حالت بیش از اندازه توجه نشان داده اید. این از حس های مردانه ای است که در وجود زنان است هست. این مساله برخلاف تصور شما اصلا برای یک مرد جالب نیست.




موضوعات مرتبط: روابط همسران ,
برچسب‌ها: تصاحب قلب مردان , تسخیر قلب مرد , تسخیر قلب مردان ,
تاریخ : شنبه 9 آذر 1392
نویسنده : میلاد

بهترین فاصله سنی برای ازدواج

فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می‌توان 2 تا 4 سال و در برخی منابع 2 تا 7 سال یا 4 تا 7 سال در نظر گرفت. البته این به آن معنا نیست كه اگر یكی دو سال به این سنین افزوده یا از آن كاسته شود، نباید ازدواجی انجام‌گیرد. شاید بتوان گفت كه اگر تمام زمینه‌ها بررسی شده باشد و مشكل خاصی دیده نشود، می‌توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست ولی در عین حال بهترین و مناسب‌ترین فاصله سنی 2 تا 4 سال است.


 طبیعی است كه اگر سایر شرایط ، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی‌تواند موفق باشد. فلسفه وجود چنین تفاوت سنی در این است که: اولا خانم‌ها زودتر به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسند و در نتیجه پختگی‌ روانی لازم را زودتر پیدا می‌کنند. خانم‌ها زودتر به بلوغ جن سی می‌رسند و بهتر است به نیازهای آنها زودتر پاسخ داده شود. از طرف دیگر نیازهای جن سی خانم‌ها نیز زودتر فروکش می‌کند، بنابراین به علت آمادگی زودتر زنان برای ازدواج و بلوغ اجتماعی است که این تفاوت سنی طرح می‌شود. 

از دیدگاه دینی و در روایات اسلامی تناسب‌های مختلف در ازدواج تحت عنوان کلی، هم كفو بودن مطرح شده است که یک جنبه آن تناسب سنی است.كفو هم بودن دو همسر یعنی تناسب، هم‌شانی و هم‌طرازی و در زمینه تناسب سنی یعنی لحاظ منطقی تفاوت سنی در ازدواج.

 از نظر اسلام ازدواج كردن با تفاوت سنی زیاد، امر نامشروعی نیست و آنچه در سنت پیامبر دیده می‌شود، حكایت از مشروعیت این نوع ازدواج دارد. كمالات پیامبر(ص) به عنوان انسانی كامل به حدی بود كه به خوبی با حضرت خدیجه(س) زندگانی كرد و در آن زندگانی معضلی به خاطر تفاوت سن و سال دیده نمی‌شد و از سوی دیگر خدیجه(س) نیز زنی با كمال و بی‌نظیر بود. تمامی ثروت فراوان خود را در راه تبلیغ اسلام صرف کرد و اولین زنی بود كه به پیامبر ایمان آورد و فاطمه(س) را برای پیامبر به یادگار گذاشت. 

پیامبر نیز به عنوان همسری باوفا هرگاه كه نام خدیجه(س) را می‌شنید، اشك در چشمان مباركش حلقه می‌زد، به نحوی كه اطرافیان آن حضرت، تاثر او را به خوبی حس می‌كردند. البته در این ازدواج‌ها با این تفاوت سنی فقط كسانی می‌توانند موفق باشند كه از رفتار پیامبر(ص) و خدیجه(س) به خوبی پیرونی كنند.

عدم تفاهم ودرک متقابل‌
با افزایش سن، انعطاف آدمی كاهش می‌یابد و همین امر در زندگانی مشترك معضل آفرین می‌شود. در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و تحمل ناپذیر می‌شود. به عنوان نمونه،‌ زنی که از همسر خود بزرگ‌تر است با توجه به تجربه بیشتری که دارد ممکن است این احساس در او ایجاد شود که او محق‌تر است و بنابراین دایم امر و نهی ‌کند و کمتر به دیدگاه‌های همسر خود توجه كند.

 پیامد چنین رفتاری عدم درک مسایل و مواضع یکدیگر، کناره‌گیری مرد از مدیریت خانواده، مطیع صرف همسر شدن و از همه مهم‌تر الگودهی نامناسب برای فرزندان است. یا مردی با داشتن 20 سال سن بیشتر، طبیعی است كه می‌تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد بنابراین این مساله زمینه‌ای فراهم می‌كند كه شخص ارزش لازم را به نظرهای فرد كوچك‌تر ندهد یا طرف مقابل‌‌بیش از اندازه احساس كوچكی کند و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود.

عدم ارضای مناسب غرایز جن سی
یكی از اهداف ازدواج، ارضای غرایز است و این خود می‌تواند عامل موثری در تداوم زندگی خانوادگی باشد. اما در سنین بالا، فرد از لحاظ غریزه جن سی افول می‌کند؛ به نحوی كه زوجین نمی‌توانند موجبات رضایت یكدیگر را در روابط زناشویی به نحو مطلوب تامین کنند و همین امر ممكن است موجبات درگیری را فراهم آورده، محیط خانواده را متشنج كند.

 این مساله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان می‌انجامد و در برخی از زنانی كه خویشتن‌دار و باتقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزش‌ها دیده می‌شود و در مردانی که با زنان بزرگ‌تر از خود ازدواج کرده‌اند مرد به علت عدم تمکین مناسب وکافی زن ممکن است به همسر دوم یا ازدواج موقت بیندیشد.

 وقتی كه فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هریك در دوره‌ای از زندگانی به سر می‌برند که از لحاظ میل جن سی با هم متفاوت هستند. به‌عنوان مثال، زنی که در دوران جوانی (18 سالگی) به سر می‌برد و همسرش در 35 سالگی است و به مرز میانسالی نزدیك شده است. در این حالت زوج نمی‌تواند نیاز جن سی همسر خود را به شکل مطلوب ارضا کند.

 این عدم ارضای جن سی، ممکن است به شکل‌های مختلف همچون نق زدن‌های فراوان، عدم احساس رضایت از زندگی و... در زن جلوه‌گر شود. زمانی كه مرد ?? ساله با دختری كم سن و سال ازدواج می‌كند پس از گذشت مدت ?? سال، به مرد ?? ساله‌ای تبدیل می‌شود كه به‌طور قطع دیگر احساسات و توانایی‌های جن سی قبل را ندارد و این مساله عواقب خوبی در پی‌نخواهد داشت.

پیدا شدن سوءظن
گاهی وجود فاصله‌های سنی زیاد باعث می‌شود كه زوجین سوءظن‌هایی نسبت به یكدیگر پیدا كنند و ممكن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افكار ارایه کنند.

امر و نهی به همسر
در چنین خانواده‌هایی فرد بزرگ‌تر به دلیل داشتن تجربه، خود را ملزم می‌داند كه مدام به همسر خود امر و نهی كند؛ امر و نهی بیش از حدی كه همیشه مبتنی بر حق نیست، بلكه سلیقه نیز در آن سخت مداخله می‌كند تا موجبات ناراحتی همسر را فراهم ‌آورد. فرد بزرگ‌تر احساس می‌كند كه باید فرد كوچك‌تر را تربیت كند و حال آنكه او انتظار دارد كه با همسر زندگی كند، نه آنكه همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهی و تربیت وی مبادرت کند. البته زن و شوهر باید برای تكامل و تعالی یكدیگر تلاش كنند و در مواقع ضروری به امر به معروف و نهی از منكر یكدیگر بپردازند.

امتیازدهی بیش از حد
مشكل دیگر این است كه فرد بزرگ‌تر برای اینكه فرد كوچك‌تر را جذب كند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد كه وی را به دوام زندگی دلگرم كند اما دادن دایم امتیازات همیشه امکان‌پذیرنیست، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگ‌تر غیرقابل‌‌تحمل یا غیرممكن می‌شود و به این ترتیب از انگیزه طرف مقابل‌‌برای ادامه زندگی می‌كاهد.

 از سویی طرف كوچك‌تر كه از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری برمی‌آید که این امر اختلافات خانواده را تشدید کرده و جو ناامنی را بر خانه حكمفرما می‌كند و به این ترتیب خانواده‌ای نابسامان شكل می‌گیرد كه كشمكش‌های ناشی از آن، از ارزش والدین در نزد فرزندان می‌كاهد و در نتیجه تاثیرات تربیتی آنها را نیز كاهش می‌دهد.

افزایش طلاق
معضل دیگری كه گاه در خانواده‌هایی كه تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده می‌شود، مساله عدم تحمل یكدیگر و وقوع طلاق است. تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام شده، حاکی از آن است که یکی از مهم‌ترین دلایل طلاق در میان زوجین، همین تفاوت‌های سنی، به ویژه بزرگ‌تر بودن زن از مرد است؛ زیرا این پدیده، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی، در جامعه ما پذیرفته‌شده نیست.

 در برخی موارد، این ازدواج‌ها ممکن است به طلاق منجر نشود ولی همواره با پشیمانی همراه است؛ زیرا مشكلات ناشی از این نوع ازدواج‌ها به قدری زیاد و غیرقابل‌‌تحمل است كه در اكثر موارد موجبات پشیمانی را فراهم می‌كند و زندگی‌ای سراسر مشاجره و دعوا به وجود می‌آورد که گاهی تاثیرات آن روی زوجین و به ویژه روی فرزندان آنها کمتر از طلاق نیست. این حالت ممکن است امكان بزهکاری و جرم‌زایی در فرزندان را نیز افزایش دهد.

 چهار نکته کلیدی
1- اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه‌ها، سرگرمی‌ها، طرز نگرش و بینش و انرژی‌های روانی با هم تفاوت اساسی داشته باشد. به عنوان نمونه ازدواج دختر ?? ساله‌ای را با پسر?? ساله در نظر بگیرید. در حالی که دختر در آغاز راه هیجانات، علاقه‌مند به شطینت‌های نوجوانی و جست و خیز و وقت گذرانی با دوستان، میهمانی و …. است، مرد، کار و تفکر و مطالعه، فیلم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می‌پسندد. همچنین دیدگاه مرد توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیت‌های نو و بدیع.

2- بهترین و معمولی‌ترین وضعیت ازدواج این است که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد یا حداقل مساوی باشند. این به خاطر آن است که مدت باروری در خانم‌ها محدود بوده و در آقایان نامحدود است و ضمنا قدرت باروری خانم‌ها زودتر از آقایان شروع می‌شود. همچنین نیاز است که آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند که این به زمان بیشتری نیاز دارد

3- فرد مورد نظر شما در کل، باید معدل قابل‌‌قبولی در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. به عنوان نمونه، دختری که همسن با پسری است اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، معدل خوبی برای ازدواج دارد. در ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد. ولی اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، ?? سال از پسر بزرگ‌تر باشد، با وجود اینکه معدل بالایی دارد ولی در یک معیار اساسی رد می‌شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می‌شود.

4- باید از طریق رسانه‌های گروهی، کلینیک‌های مشاوره ازدواج یا خانواده به دختران و پسرانی كه قصد ازدواج دارند، آموزش داد كه فاصله سنی بین آنها حداقل 2 سال و حداكثر 7 سال باشد و این مساله‌ای است كه باید موقع راهنمایی قبل از ازدواج برای آنها تشریح کرد تا دریابند كه با فاصله سنی كمتر، مشكلات كمتری خواهند داشت، مشروط بر اینكه به سایر جنبه‌های لازم برای ازدواج موفق نیز توجه كافی مبذول دارند.

منبع: هفته نامه سلامت




موضوعات مرتبط: ازدواج ,
برچسب‌ها: بهترین فاصله سنی برای ازدواج , امر و نهی به همسر , افزایش طلاق , فاصله سنی زن و شوهر , فاصله سنی دختر و پسر , سن مناسب ازدواج ,
 

 


آخرین مطالب